با معرفي توان يابان به مجتمع رعد كمك كنيم تا آنها به استقلال مادي ومعنوي برسند.    **********     مهرباني را اگر قسمت كنيم  ،من يقين دارم به ما هم مي رسد ،آدمي گر ايستدبربام عشق ، دستهايش تا خدا هم مي رسد    **********     نمايشگاه دائمي  ازدستآوردهاي توانيابان درمحل مجتمع رعد برگزارمي باشدبازديد براي عموم آزاد است    **********    






 بیایید .................... 
                          تا باور کنید مرا؛   

از آن دور دستها یا که شاید نزدیک کسی مرا صدا میزند و به خود می آورد و تنـــــــــــــها مرا مخاطب تمام واژه های جهان قرار میدهد. حالیا مهـــــــــم نیست که جنس واژه از کدامین تبار است یا که با کدامین «منِ معلول» می آیم، آرام و آهستــه با تلنگری به ذهن شما آدمیانِ به ظاهر توانا تا واژه ی «من میتوانم» را با زیـور عشق هجی کنم و پرهای شکستـــــه خود را به وسعت پرواز پرنده ها باز نموده و خود را به مرز باور برسانم.
آری! ای آنان که بر ساحل آرام نشسته اید و از موج نیامده هراسی به خود راه نمیدهیـد، با خود اندیشیده اید که گویی این پایان راه است؛
بیــــا با چشم دل بنگر که چگونه با تلاطم هر روزی امواج زیسته ام و از هجوم یکباره ی تلخ حقیقت طغیان نکرده ام و اینـــــــــــــک در پی فرصتی این صدا را بهانه میکنم و این بار شما را مخاطب «هستی پر توان خویش» قرار میدهم و میگویم:
بیایید تا صیقل دهید اندیشه و ادراک محدود خود را که او «ناتوان» است و تشنـــه دریایی از «ترحم» چرا که او خواهان پذیرش به همراه جرعه ای باور است تا که در باور شمـــا خود را باور کند.